رفتن به محتوای اصلی

miscarriage of justice

آویزه

معانی

1
سایر

بی‌عدالتی قضایی،اجرا نشدن عدالت

The wrongful conviction was a clear miscarriage of justice.

محکومیت نادرست یه بی‌عدالتی قضایی آشکار بود.

Campaigners say the man's life sentence was a miscarriage of justice.

فعالا میگن حکم حبس ابد این مرد یه بی‌عدالتی قضایی بوده.

The inquiry found a serious miscarriage of justice had occurred.

تحقیقات نشون داد که یه بی‌عدالتی قضایی جدی اتفاق افتاده.

His release after twenty years highlighted a shocking miscarriage of justice.

آزادیش بعد از بیست سال یه بی‌عدالتی قضایی تکون‌دهنده رو برجسته کرد.

Anyone can be a victim of a miscarriage of justice.

هرکسی ممکنه قربانی یه بی‌عدالتی قضایی بشه.

The judge apologized for what he called a serious miscarriage of justice.

قاضی بابت چیزی که اونو یه بی‌عدالتی قضایی جدی می‌نامید عذرخواهی کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

a gross miscarriage of justiceیه بی‌عدالتی قضایی فاحشa serious miscarriage of justiceیه بی‌عدالتی قضایی جدیresult in a miscarriage of justiceمنجر به بی‌عدالتی قضایی شدنexpose a miscarriage of justiceآشکار کردن یه بی‌عدالتی قضاییvictim of a miscarriage of justiceقربانی بی‌عدالتی قضایی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها