mid-size or midsize
آویزه
آمریکایی/ˈmɪdˌsaɪzɔːrˈmɪdˌsaɪz/بریتانیایی/ˈmɪdˌsaɪzɔːˈmɪdˌsaɪz/
معانی
1
حرف ربط
اندازهی متوسط،میاناندازه
We rented a mid-size car for the road trip.
برای سفر جادهای یه ماشین اندازهی متوسط اجاره کردیم.
A midsize apartment is perfect for a small family.
یه آپارتمان اندازهی متوسط برای یه خانوادهی کوچیک ایدهآله.
The company is a midsize business with around fifty employees.
این شرکت یه کسبوکار متوسط با حدود پنجاه کارمنده.
Mid-size sedans are very popular with families.
سدانهای اندازهی متوسط خیلی بین خانوادهها محبوبن.
They chose a midsize SUV because it fit their budget.
یه شاسیبلند اندازهی متوسط انتخاب کردن چون با بودجهشون جور بود.
Midsize phones are easier to use with one hand.
گوشیهای اندازهی متوسط با یه دست راحتتر استفاده میشن.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
mid-size carماشین اندازهی متوسطmid-size companyشرکت متوسطmid-size SUVشاسیبلند اندازهی متوسطmid-size apartmentآپارتمان اندازهی متوسطmid-size sedanسدان میانرده