رفتن به محتوای اصلی

matter-of-fact

آویزه
آمریکایی/ˌmætərəvˈfækt/بریتانیایی/ˌmætərəvˈfækt/

معانی

1
حرف ربط

بی‌تفاوت،خشک (لحن،رفتار)،واقع‌بینانهعربی

She gave a matter-of-fact answer and moved on.

یه جواب خشک و بی‌حالت داد و رفت.

He told us the bad news in a very matter-of-fact tone.

خبر بد رو با یه لحن کاملاً خشک بهمون گفت.

The doctor was matter-of-fact about the diagnosis.

دکتر در مورد تشخیص بیماری خیلی واقع‌بینانه و بدون احساس حرف زد.

Try not to be so matter-of-fact when you're talking to upset customers.

وقتی با مشتری‌های ناراحت حرف می‌زنی سعی کن اینقدر خشک نباشی.

She was surprisingly matter-of-fact about losing her job.

از دست دادن شغلش خیلی بی‌تفاوت‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم.

His matter-of-fact approach to problem-solving made him a great manager.

رویکرد واقع‌بینانه‌اش در حل مشکل باعث شده بود یه مدیر خوب باشه.

Don't take it personally — she's just matter-of-fact with everyone.

بهش ربط نده — اون با همه اینطوریه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

matter-of-fact toneلحن خشک و بی‌احساسmatter-of-fact approachرویکرد واقع‌بینانهmatter-of-fact mannerرفتار بی‌تفاوتvery matter-of-factخیلی خشک و بی‌احساسin a matter-of-fact wayبه‌شکلی بی‌تفاوت
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها
معنی matter-of-fact به فارسی | تلفظ و مثال | آویزه