رفتن به محتوای اصلی

master of ceremonies

آویزه
آمریکایی/ˈmæstərəvˈserəˌmoʊniz/بریتانیایی/ˈmɑːstərəvˈserɪmənɪz/

معانی

1
صفت

مجریعربی،گرداننده مراسم،متصدی تشریفات

The master of ceremonies welcomed the guests to the gala.

مجری مهمانان رو به مراسم گالا خوش‌آمد گفت.

He worked as a master of ceremonies at weddings for twenty years.

بیست سال تو مراسم‌های عروسی مجری بود.

Who's going to be the master of ceremonies at tonight's award show?

مجری برنامه امشب چه کسیه؟

The master of ceremonies kept the crowd entertained between acts.

مجری بین اجراها جمعیت رو سرگرم نگه می‌داشت.

She was chosen as the master of ceremonies for the company's annual dinner.

اون رو به عنوان مجری شام سالانه شرکت انتخاب کردن.

A good master of ceremonies knows how to handle awkward moments on stage.

یه مجری خوب می‌دونه چطور لحظه‌های ناخوشایند رو روی صحنه مدیریت کنه.

The master of ceremonies announced each speaker with a brief introduction.

مجری هر سخنران رو با یه معرفی کوتاه اعلام کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

master of ceremonies at a weddingمجری مراسم عروسیact as master of ceremoniesنقش مجری رو بازی کردنmaster of ceremonies at an awards showمجری جشن اهدای جوایزexperienced master of ceremoniesمجری باتجربهMC (abbreviation)ام‌سی (مخفف)
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها