رفتن به محتوای اصلی

man of the world

آویزه
آمریکایی/ˈmænəvðəˈwɜrːld/بریتانیایی/mænəvðəwɜːld/

معانی

1

آدم دنیادیده،آدم پرتجربه و گسترده‌اندیش

He's a man of the world — he's lived in five countries and speaks four languages.

آدم دنیادیده‌ایه — تو پنج کشور زندگی کرده و چهار زبان بلده.

Come on, you're a man of the world — you know how these things work.

بیا دیگه، آدم دنیادیده‌ای — می‌دونی این چیزا چطور کار می‌کنن.

As a man of the world, he never got shocked by anything.

به‌عنوان آدم پرتجربه‌ای، از هیچ چیز تعجب نمی‌کرد.

She thought he was some kind of man of the world, but he'd never left his hometown.

فکر می‌کرد یه آدم دنیادیده‌ایه، ولی هرگز از زادگاهش خارج نشده بود.

My uncle is a real man of the world — he has stories from every corner of the globe.

عموم واقعاً آدم دنیادیده‌ایه — از هر گوشه‌ای از دنیا داستان داره.

Don't look so surprised — be a man of the world about it.

اینقدر تعجب نکن — مثل یه آدم پرتجربه باهاش کنار بیا.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

a real man of the worldیک آدم واقعاً دنیادیدهbe a man of the worldآدم پرتجربه بودنact like a man of the worldمثل آدم دنیادیده رفتار کردنa true man of the worldیک آدم واقعاً گسترده‌اندیشconsider someone a man of the worldکسی را آدم دنیادیده دانستن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها