رفتن به محتوای اصلی

make up one's mind

آویزه

معانی

1
سایر

تصمیم گرفتن، به نتیجه رسیدن

Have you made up your mind about which job to take?

تصمیم گرفتی کدوم کار رو قبول کنی؟

Just make up your mind — we've been here for twenty minutes.

یه تصمیمی بگیر — بیست دقیقه‌ست اینجاییم.

She can't make up her mind between the red dress and the blue one.

نمیتونه تصمیم بگیره بین لباس قرمز و آبی.

I've made up my mind — I'm quitting.

تصمیمم رو گرفتم — دارم استعفا میدم.

Don't rush me — I need time to make up my mind.

عجله‌ام نده — لازمه فکر کنم.

He changed his mind twice before finally making it up.

دو بار نظرش رو عوض کرد قبل از اینکه بالاخره تصمیم بگیره.

Once she makes up her mind, nothing can stop her.

وقتی تصمیم می‌گیره، هیچ چیزی نمیتونه جلوشو بگیره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

make up your mind to do somethingتصمیم گرفتن به انجام کاریchange your mindنظر عوض کردنhave mixed feelingsاحساسات متضاد داشتن، دو دل بودنdecide once and for allیک‌بار برای همیشه تصمیم گرفتنbe of two mindsدودل بودن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها