رفتن به محتوای اصلی

loss of life

آویزه

معانی

1
سایر

از دست رفتن جان،تلفات انسانی

The flood caused a terrible loss of life in the coastal villages.

سیل تلفات جانی وحشتناکی در روستاهای ساحلی به بار آورد.

Doctors worked tirelessly to prevent any further loss of life.

پزشکا بی‌وقفه کار کردن تا از هر تلفات انسانی بیشتری جلوگیری کنن.

The government vowed to investigate the loss of life in the factory fire.

دولت قول داد که تلفات جانی در آتش‌سوزی کارخونه رو بررسی کنه.

The loss of life in the earthquake shocked the entire nation.

از دست رفتن جان‌ها در زلزله کل کشور رو شوکه کرد.

Evacuation plans are designed to minimize loss of life during disasters.

برنامه‌های تخلیه طراحی شدن تا تلفات انسانی در بلایا رو به حداقل برسونن.

The war resulted in enormous loss of life on both sides.

جنگ به از دست رفتن جان‌های زیادی در هر دو طرف منجر شد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

tragic loss of lifeتلفات جانی غم‌انگیزsignificant loss of lifeتلفات انسانی قابل توجهprevent loss of lifeجلوگیری از تلفات جانیminimize loss of lifeبه حداقل رساندن تلفات جانیwidespread loss of lifeتلفات جانی گستردهunnecessary loss of lifeتلفات انسانی غیرضروری
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها