lingua franca
آویزه
آمریکایی/ˌlɪŋɡwə ˈfræŋkə/بریتانیایی/ˌlɪŋɡwə ˈfræŋkə/
معانی
1
اسمسایرقابل شمارش
زبان میانجی،زبان مشترک
English has become the global lingua franca of business.
انگلیسی به زبان میانجی جهانی تجارت تبدیل شده.
Arabic served as the lingua franca of the medieval Islamic world.
عربی در دوران اسلام قرون وسطا زبان میانجی دنیای اسلامی بود.
Scientists use English as a lingua franca to publish their research.
دانشمندان از انگلیسی بهعنوان زبان مشترک برای انتشار پژوهششون استفاده میکنن.
Is there a single lingua franca used across Southeast Asia?
آیا زبان میانجی واحدی در جنوب شرق آسیا وجود داره؟
Mathematics is sometimes called the lingua franca of science.
ریاضی رو گاهی زبان مشترک علم مینامن.
French was once the lingua franca of European diplomacy.
فرانسوی روزگاری زبان میانجی دیپلماسی اروپایی بود.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
global lingua francaزبان میانجی جهانیserve as a lingua francaنقش زبان میانجی رو داشتنlingua franca of businessزبان مشترک تجارتlingua franca of scienceزبان مشترک علمcommon lingua francaزبان میانجی مشترک
فرمها
جمع: lingua francas