رفتن به محتوای اصلی

letter of credit

آویزه
آمریکایی/ˈletərəvˈkredət/بریتانیایی/ˈletərəvˈkredɪt/

معانی

1
صفت

اعتبار اسنادی،اعتبارنامهعربی

The company opened a letter of credit to pay the overseas supplier.

شرکت یه اعتبار اسنادی برای پرداخت به تامین‌کننده‌ی خارجی باز کرد.

A letter of credit guarantees payment once the goods are shipped.

اعتبار اسنادی وقتی کالا حمل بشه پرداخت رو تضمین می‌کنه.

The bank issued a letter of credit on behalf of the buyer.

بانک از طرف خریدار اعتبار اسنادی صادر کرد.

We require a letter of credit before we ship the order.

قبل از ارسال سفارش اعتبارنامه می‌خوایم.

An irrevocable letter of credit cannot be cancelled without consent.

اعتبار اسنادی غیرقابل‌فسخ بدون رضایت لغو نمیشه.

Has the buyer arranged a letter of credit yet?

خریدار هنوز اعتبار اسنادی ترتیب داده؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

open a letter of creditباز کردن اعتبار اسنادیissue a letter of creditصادر کردن اعتبار اسنادیirrevocable letter of creditاعتبار اسنادی غیرقابل‌فسخconfirmed letter of creditاعتبار اسنادی تأییدشدهletter of credit paymentپرداخت با اعتبار اسنادیdocumentary letter of creditاعتبار اسنادی بر اساس اسناد
noun

bank document guaranteeing customer credit

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها