رفتن به محتوای اصلی

let it be known

آویزه

معانی

1
سایر

اعلام کردن،آشکار کردن

Let it be known that I will not accept any more excuses.

بذار همه بدونن که دیگه هیچ بهانه‌ای قبول نمی‌کنم.

The principal let it be known that bullying would not be tolerated.

مدیر مدرسه اعلام کرد که زورگویی تحمل نمیشه.

She let it be known that she was no longer interested in the job.

اعلام کرد که دیگه علاقه‌ای به اون شغل نداره.

He let it be known through a statement that he was resigning.

از طریق بیانیه اعلام کرد که استعفا میده.

Let it be known to the whole team that the deadline has moved up.

به همه‌ی تیم اعلام کنید که ددلاین جلو افتاده.

The CEO let it be known that major layoffs were coming.

مدیرعامل آشکار کرد که اخراج‌های بزرگی در راهه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

let it be known thatاعلام کردن کهlet it be widely knownبه اطلاع عموم رساندنlet it be publicly knownبه‌طور عمومی اعلام کردنlet it be known to allبه همه اعلام کردنmake it knownآشکار کردن، اعلام کردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها