legal eagle
آویزه
آمریکایی/ˈliːɡəlˈiːɡəl/بریتانیایی/ˈliːɡəlˈiːɡəl/
معانی
1
وکیل زبردست (عامیانه)
My uncle is a real legal eagle — he's won almost every case he's taken on.
عموم یه وکیل زبردست واقعیه — تقریباً هر پروندهای که گرفته برده.
You'll need a legal eagle if you want to win this lawsuit.
اگه میخوای این دعوا رو ببری باید یه وکیل زبردست پیدا کنی.
She's the firm's top legal eagle and charges accordingly.
اون وکیل زبردست اصلی این شرکته و حقالوکالهاش هم همونقدریه.
The company hired a team of legal eagles to fight the lawsuit.
شرکت یه تیم از وکلای زبردست استخدام کرد تا با این دعوا مقابله کنن.
Don't worry — our legal eagle will sort it all out.
نگران نباش — وکیل زبردستمون همه چیز رو درست میکنه.
He was known as a legal eagle long before he became a judge.
خیلی قبل از اینکه قاضی بشه بهعنوان یه وکیل زبردست شناخته میشد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
a top legal eagleیه وکیل زبردست برترhire a legal eagleاستخدام یه وکیل زبردستreal legal eagleوکیل زبردست واقعیteam of legal eaglesتیمی از وکلای زبردستknown as a legal eagleمعروف به وکیل زبردست بودن