رفتن به محتوای اصلی

lay of the land

آویزه
آمریکایی/ˈleɪəvðəˈlænd/بریتانیایی/leɪəvðəlænd/

معانی

1

پستی و بلندی زمین، شکل زمین

The lay of the land made it difficult to build a road.

پستی و بلندی زمین ساختن جاده رو سخت می‌کرد.

He studied the lay of the land before choosing a campsite.

قبل از انتخاب جای کمپ شکل زمین رو بررسی کرد.

The lay of the land suggested it was a good spot for farming.

شکل زمین نشون می‌داد جای خوبیه برای کشاورزی.

The soldiers examined the lay of the land before advancing.

سربازها قبل از پیشروی پستی و بلندی زمین رو بررسی کردن.

مفید بود؟
2

وضعیتعربی،اوضاع و احوال

Let me check the lay of the land before we make any decisions.

بذار قبل از هر تصمیمی وضعیت رو بررسی کنم.

She spent her first week learning the lay of the land.

هفته اولش رو صرف شناخت اوضاع و احوال کرد.

What's the lay of the land at your new job?

اوضاع و احوال محل کار جدیدت چطوره؟

You need to understand the lay of the land before investing.

قبل از سرمایه‌گذاری باید وضعیت رو بفهمی.

He quickly figured out the lay of the land.

سریع اوضاع رو دستش گرفت.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

check the lay of the landاوضاع رو بررسی کردنlearn the lay of the landبا اوضاع آشنا شدنfigure out the lay of the landاوضاع رو فهمیدنget the lay of the landوضعیت رو درک کردنknow the lay of the landاوضاع رو شناختن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها