رفتن به محتوای اصلی

kiss of death

آویزه
آمریکایی/ˈkɪsəvˈdeθ/بریتانیایی/kɪsəvdeθ/

معانی

1
سایرغیررسمی

عامل شکست حتمی،پایان کار

A bad review can be the kiss of death for a new restaurant.

یه نقد بد می‌تونه پایان کار یه رستوران جدید باشه.

Losing that client was the kiss of death for the company.

از دست دادن اون مشتری عامل شکست حتمی شرکت بود.

For a politician, a scandal is often the kiss of death.

برای یه سیاستمدار، رسوایی اغلب پایان کارشه.

High prices can be the kiss of death in this market.

قیمت‌های بالا می‌تونه تو این بازار عامل شکست باشه.

Is this deal the kiss of death for the project?

آیا این قرارداد پایان کار پروژه‌ست؟

Don't let one mistake become the kiss of death.

نذار یه اشتباه عامل شکست حتمیت بشه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

be the kiss of deathعامل شکست حتمی بودنprove to be the kiss of deathعامل شکست از آب درآمدنthe kiss of death for somethingپایان کار چیزیspell the kiss of deathبه معنای پایان کار بودنavoid the kiss of deathاز شکست حتمی جلوگیری کردن
noun

finishing stroke

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها