رفتن به محتوای اصلی

kick the bucket

آویزه

معانی

1
سایر

مردن (عامیانه)

Old Mr. Harris finally kicked the bucket.

آقای هریس پیره بالاخره مرد.

I want to travel the world before I kick the bucket.

می‌خوام قبل از مردنم دور دنیا سفر کنم.

Did you hear? The neighbor's cat kicked the bucket.

شنیدی؟ گربه همسایه مرد.

He looked like he was about to kick the bucket.

انگار داشت از پا در می‌اومد.

Nobody wants to kick the bucket alone.

هیچ‌کس نمی‌خواد تنها بمیره.

That old car is going to kick the bucket any day now.

اون ماشین قدیمی هر روزه که از کار بیفته.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

before I kick the bucketقبل از مردنمalmost kicked the bucketنزدیک بود بمیرهbucket listلیست آرزوها (قبل از مرگ)about to kick the bucketنزدیکِ مرگ بودنfinally kicked the bucketبالاخره مُرد
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها