رفتن به محتوای اصلی

keep the wolf from the door

آویزه

معانی

1
سایر

گذران زندگی کردن،سر پا نگه داشتن زندگی

She works two jobs just to keep the wolf from the door.

دو تا کار می‌کنه فقط برای گذران زندگی.

His salary barely keeps the wolf from the door.

حقوقش به‌زور کفاف زندگیشو میده.

How do you keep the wolf from the door on such a low income?

با این درآمد کم چطوری زندگیتو می‌گذرونی؟

They sold their car to keep the wolf from the door.

ماشینشونو فروختن تا بتونن زندگیشونو بگذرونن.

Without this extra income, we can't keep the wolf from the door.

بدون این درآمد اضافه نمی‌تونیم زندگیمونو بگذرونیم.

Keep the wolf from the door first, then think about luxuries.

اول زندگیتو بگذرون، بعد فکر تجملات باش.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

barely keep the wolf from the doorبه‌زور گذران زندگی کردنstruggle to keep the wolf from the doorبرای گذران زندگی دست‌وپا زدنenough to keep the wolf from the doorبه اندازه‌ی گذران زندگیjust keep the wolf from the doorفقط سر پا موندنkeep the wolf from the door somehowیه‌جوری زندگی رو گذروندن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها