رفتن به محتوای اصلی

keep one's head above water

C2آویزه

معانی

1
C2سایر

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن،خود را سر پا نگه داشتن،از زیر فشار درآمدن

With three kids and a part-time job, she's barely keeping her head above water.

با سه تا بچه و یه کار پاره‌وقت، به زور داره گلیمشو از آب بیرون می‌کشه.

After losing his job, he took freelance work to keep his head above water.

بعد از اینکه شغلشو از دست داد، کارهای فریلنسری گرفت تا خودش رو سر پا نگه داره.

How are you keeping your head above water with all this debt?

با این همه بدهی چطوری داری خودتو سر پا نگه می‌داری؟

In the chaos of the startup, the team worked nonstop to keep their heads above water.

در شلوغی استارتاپ، تیم بدون وقفه کار کرد تا گلیمشونو از آب بیرون بکشن.

It's tough, but we're managing to keep our heads above water.

سخته، ولی داریم خودمونو سر پا نگه می‌داریم.

She tutors students on weekends just to keep her head above water financially.

آخر هفته‌ها به بچه‌ها درس خصوصی می‌ده تا از نظر مالی دوام بیاره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

barely keep one's head above waterبه زور دوام آوردنstruggle to keep one's head above waterبه سختی گلیم خود را از آب کشیدنfinancially keep one's head above waterاز نظر مالی سر پا موندنkeep afloatروی آب موندن، دوام آوردنstay above waterسر پا موندن
idiom

to just be able to manage, especially when you have financial difficulties

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها