juvenile delinquent
آویزه
آمریکایی/ˌdʒuːvnl dɪˈlɪŋkwnt/بریتانیایی/ˌdʒuːvnaɪl dɪˈlɪŋkwnt/
معانی
1
سایراسمقابل شمارش
بزهکار نوجوان،مجرم نوجوان
He was labeled a juvenile delinquent at age thirteen.
سیزدهسالگی برچسب بزهکار نوجوان بهش زدن.
The center helps juvenile delinquents get back on track.
این مرکز به بزهکاران نوجوان کمک میکنه به مسیر درست برگردن.
Should juvenile delinquents be treated differently from adults?
آیا باید با بزهکاران نوجوان فرق بذاریم با بزرگسالان؟
A juvenile delinquent stole two bikes from our street.
یه بزهکار نوجوان دو تا دوچرخه از کوچهمون دزدید.
Many juvenile delinquents come from broken homes.
خیلی از بزهکاران نوجوان از خانوادههای ازهمپاشیده میان.
Don't call him a juvenile delinquent — he just made a mistake.
بهش نگو بزهکار نوجوان — فقط یه اشتباه کرد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
labeled a juvenile delinquentبرچسب بزهکار نوجوان خوردنreform juvenile delinquentsاصلاح بزهکاران نوجوانjuvenile delinquent behaviorرفتار بزهکارانه نوجوانformer juvenile delinquentبزهکار نوجوان سابقyoung juvenile delinquentبزهکار نوجوان خردسال
فرمها
جمع: juvenile delinquents