juvenile court
آویزه
آمریکایی/ˈdʒuːvənəlˈkɔːrt/بریتانیایی/ˈdʒuːvənaɪlkɔːt/
معانی
1
اسم
دادگاه اطفال،دادگاه نوجوانان
The case was sent to juvenile court.
پرونده به دادگاه اطفال فرستاده شد.
She works as a judge in juvenile court.
اون بهعنوان قاضی تو دادگاه نوجوانان کار میکنه.
How is juvenile court different from adult court?
دادگاه اطفال چه فرقی با دادگاه بزرگسالان داره؟
He had to appear in juvenile court at age fifteen.
پونزدهسالگی مجبور شد تو دادگاه نوجوانان حاضر بشه.
Juvenile court focuses on rehabilitation, not punishment.
دادگاه اطفال روی اصلاح تمرکز داره، نه مجازات.
The lawyer has years of experience in juvenile court.
وکیل سالها تجربه تو دادگاه نوجوانان داره.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
appear in juvenile courtدر دادگاه اطفال حاضر شدنjuvenile court judgeقاضی دادگاه اطفالjuvenile court systemسیستم دادگاه نوجوانانsent to juvenile courtفرستادهشده به دادگاه اطفالjuvenile court hearingجلسه دادگاه اطفال