رفتن به محتوای اصلی

in the wake of

آویزه

معانی

1
سایر

در پی،به دنبال،در نتیجه‌ی

Many businesses closed in the wake of the pandemic.

در پی همه‌گیری خیلی از کسب‌وکارها تعطیل شدن.

New safety rules were introduced in the wake of the accident.

به دنبال اون تصادف قوانین ایمنی جدیدی وضع شد.

In the wake of the scandal, the minister resigned.

در نتیجه‌ی رسوایی، وزیر استعفا داد.

Prices rose sharply in the wake of the war.

در پی جنگ قیمت‌ها به‌شدت بالا رفت.

What changes came in the wake of that decision?

در پی اون تصمیم چه تغییراتی اومد؟

The town struggled to rebuild in the wake of the earthquake.

شهر بعد از زلزله به‌سختی بازسازی شد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

in the wake of the disasterدر پی فاجعهin the wake of the crisisبه دنبال بحرانin the wake of the electionدر پی انتخاباتfollow in the wake ofبه دنبال (چیزی) اومدنleft in the wake ofبه‌جا مونده در پی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها