رفتن به محتوای اصلی

in the nick of time

آویزه

معانی

1
سایر

درست به‌موقع، سر بزنگاه

The ambulance arrived in the nick of time.

آمبولانس درست به‌موقع رسید.

I caught the train in the nick of time.

سر بزنگاه به قطار رسیدم.

Did you finish? — Yes, in the nick of time!

تموم کردی؟ — آره، درست سر لحظه!

He saved the child in the nick of time.

سر بزنگاه بچه رو نجات داد.

We got there in the nick of time — the store was about to close.

درست به‌موقع رسیدیم — مغازه داشت می‌بست.

She handed in her essay in the nick of time.

مقاله‌ش رو درست سر وقت تحویل داد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

arrive in the nick of timeدرست به‌موقع رسیدنjust in the nick of timeدقیقاً سر بزنگاهsaved in the nick of timeسر بزنگاه نجات یافتنfinish in the nick of timeدرست به‌موقع تموم کردنcatch something in the nick of timeسر بزنگاه به چیزی رسیدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها