رفتن به محتوای اصلی

in the middle of nowhere

آویزه

معانی

1
سایر

تو یه جای پرت،وسط هیچ‌کجا

Their car broke down in the middle of nowhere.

ماشینشون وسط هیچ‌کجا خراب شد.

The cabin is in the middle of nowhere — no shops, no neighbors.

کلبه تو یه جای پرته — نه مغازه‌ای هست نه همسایه‌ای.

Why would anyone build a hotel in the middle of nowhere?

چرا یکی باید وسط هیچ‌کجا هتل بسازه؟

We got lost and ended up in the middle of nowhere.

گم شدیم و رسیدیم به وسط هیچ‌کجا.

There's no phone signal here — we're in the middle of nowhere!

اینجا آنتن نمیده — وسط هیچ‌کجاییم!

He moved to a farm in the middle of nowhere.

رفت یه مزرعه تو یه جای پرت.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

stuck in the middle of nowhereگیر افتاده وسط هیچ‌کجاend up in the middle of nowhereسر درآوردن وسط هیچ‌کجاlive in the middle of nowhereوسط هیچ‌کجا زندگی کردنout in the middle of nowhereتو یه جای خیلی پرتstranded in the middle of nowhereسرگردون وسط هیچ‌کجا
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها