رفتن به محتوای اصلی

in the long run

آویزه

معانی

1
سایر

در درازمدت، در بلندمدت

Exercise is good for you in the long run.

ورزش در درازمدت به نفعته.

In the long run, education pays off.

در بلندمدت، تحصیلات نتیجه میده.

Saving money now will help you in the long run.

الان پس‌انداز کنی، در درازمدت به دردت می‌خوره.

Is this decision wise in the long run?

آیا این تصمیم در بلندمدت عاقلانه‌ست؟

Cheap products cost you more in the long run.

جنس ارزون در درازمدت بیشتر هزینه داره.

In the long run, honesty is the best policy.

در بلندمدت، صداقت بهترین سیاسته.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

in the long runدر درازمدتin the short runدر کوتاه‌مدتlong-runningطولانی‌مدتrun the riskریسک کردنa long shotشانس کم
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها