رفتن به محتوای اصلی

in the doghouse

آویزه

معانی

1
سایر

تو دردسر (پیش کسی)

I'm in the doghouse for forgetting our anniversary.

به خاطر فراموش کردن سالگرد ازدواجمون تو دردسر افتادم.

He's been in the doghouse since he broke her vase.

از وقتی گلدونش رو شکونده توش مونده.

Are you still in the doghouse with your boss?

هنوز پیش رئیست تو دردسری؟

If you don't apologize, you'll be in the doghouse.

اگه عذرخواهی نکنی بدجور تو دردسر میفتی.

Dad's in the doghouse — he forgot Mom's birthday.

بابا تو دردسره — تولد مامان رو یادش رفته.

I don't want to be in the doghouse again!

نمی‌خوام دوباره تو دردسر بیفتم!

مفید بود؟

ترکیبات رایج

be in the doghouseتو دردسر بودنend up in the doghouseآخرش تو دردسر افتادنput someone in the doghouseکسی رو تو دردسر انداختنget out of the doghouseاز دردسر درآمدنland in the doghouseتو دردسر افتادن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها