رفتن به محتوای اصلی

in the course of

آویزه

معانی

1
سایر

طیعربی،در حین،در طول

In the course of the meeting, several issues came up.

طی جلسه، چند مسئله مطرح شد.

She learned a lot in the course of her career.

در طول دوران کاریش خیلی چیزها یاد گرفت.

In the course of the investigation, new evidence was found.

در حین تحقیقات، مدرک جدیدی پیدا شد.

They became close friends in the course of the trip.

طی سفر دوستای صمیمی شدن.

Many changes happened in the course of the year.

در طول سال تغییرات زیادی اتفاق افتاد.

In the course of our conversation, he mentioned his new job.

طی صحبتمون از کار جدیدش گفت.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

in the course of timeبا گذشت زمانin the course of eventsدر جریان اتفاقاتin the course of the dayدر طول روزin the course of a conversationطی یه صحبتin the normal course of thingsدر حالت عادی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها