رفتن به محتوای اصلی

in one's own right

آویزه

معانی

1
سایر

به‌خودی‌خود،مستقلاًعربی

She's a star in her own right.

خودش به‌خودی‌خود یه ستاره‌ست.

He became famous in his own right, not because of his father.

خودش مستقلاً معروف شد، نه به‌خاطر پدرش.

The city is beautiful in its own right.

شهر به‌خودی‌خود زیباست.

She's a talented musician in her own right.

خودش مستقلاً یه نوازنده‌ی بااستعداده.

This book is a masterpiece in its own right.

این کتاب به‌خودی‌خود یه شاهکاره.

He's successful in his own right — he doesn't need anyone's help.

خودش به‌تنهایی موفقه — به کمک کسی نیاز نداره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

famous in one's own rightخودش مستقلاً معروفa success in its own rightبه‌خودی‌خود موفقa star in one's own rightخودش یه ستارهstand on one's ownرو پای خودش وایستادنby oneselfبه‌تنهایی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها