رفتن به محتوای اصلی

in a sense

B2آویزه

معانی

1
B2سایر

یک‌جورایی،تا حدی،از یک نظرعربی

In a sense, learning a language is like learning to play music.

یک‌جورایی یادگیری زبان مثل یادگیری موسیقیه.

He's right, in a sense.

از یک نظر حق با اونه.

In a sense, we are all responsible for the environment.

تا حدی همه‌مون مسئول محیط‌زیست هستیم.

Isn't every job, in a sense, a form of service?

آیا هر شغلی یک‌جورایی نوعی خدمت نیست؟

In a sense, the movie was about loneliness.

از یک نظر فیلم درباره‌ی تنهایی بود.

You could say, in a sense, that she saved the company.

میشه گفت تا حدی اون شرکت رو نجات داد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

in a broad senseبه معنای گستردهin a narrow senseبه معنای محدودin a real senseبه معنای واقعی کلمهin every senseاز هر نظرin no senseبه هیچ وجه
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها