house of cards
آویزه
آمریکایی/ˈhaʊsəvˈkɑːrdz/بریتانیایی/ˈhaʊsəvkɑːdz/
معانی
1
خانهی پوشالی، چیز سست و بیبنیاد
Their entire plan was a house of cards.
کل نقشهشون یه خونهی پوشالی بود.
One mistake and the whole house of cards came tumbling down.
یه اشتباه و کل ماجرا مثل خونهی پوشالی فرو ریخت.
Don't build your business like a house of cards.
کسبوکارتو مثل خونهی پوشالی نساز.
The economy turned out to be a house of cards.
معلوم شد اقتصاد یه خونهی پوشالیه.
Is this deal solid, or just a house of cards?
این قرارداد محکمه یا یه خونهی پوشالی؟
Their argument collapsed like a house of cards.
استدلالشون مثل خونهی پوشالی فرو ریخت.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
come tumbling down like a house of cardsمثل خونهی پوشالی فرو ریختنbuild a house of cardsخونهی پوشالی ساختنcollapse like a house of cardsمثل خونهی پوشالی فرو ریختنa fragile house of cardsیه بنای سست و شکنندهbring down the house of cardsخونهی پوشالی رو خراب کردن