hold one's own
آویزه
معانی
1
سایر
دووم آوردن، از پس خودش بربیایه، کم نیاوردن
She can hold her own in any debate.
تو هر بحثی از پس خودش برمیاد.
He's young, but he holds his own against more experienced players.
جوونه ولی جلوی بازیکنهای باتجربهتر کم نمیاره.
Can you hold your own in a job interview?
تو مصاحبه کاری از پس خودت برمیای؟
The small company held its own against bigger competitors.
شرکت کوچیک جلوی رقبای بزرگتر دووم آورد.
She held her own even when everyone disagreed with her.
حتی وقتی همه مخالفش بودن کم نیاورد.
Our team held its own in the tournament.
تیممون تو مسابقات از پس خودش براومد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
hold one's own againstجلوی کسی کم نیاوردنhold your own in a debateتو بحث از پس خودت بربیاییcan hold her ownاز پس خودش برمیادmore than hold one's ownنهتنها کم نیاوردن بلکه بهتر بودنhold its ownدووم آوردن / کم نیاوردن