رفتن به محتوای اصلی

heat exhaustion

آویزه
آمریکایی/ˈhiːtɪgˈzɒst͡ʃən/بریتانیایی/hiːtɪɡˈzɔːst͡ʃən/

معانی

1
صفت

گرمازدگی

He collapsed on the field from heat exhaustion.

از گرمازدگی روی زمین افتاد.

Drink plenty of water to avoid heat exhaustion.

برای جلوگیری از گرمازدگی خیلی آب بخور.

The runners were checked for signs of heat exhaustion.

دوندگان برای علائم گرمازدگی چکاپ شدن.

Heat exhaustion can turn into heatstroke if not treated quickly.

اگه گرمازدگی سریع درمان نشه می‌تونه به هیت‌استروک تبدیل بشه.

The paramedics treated three people for heat exhaustion at the festival.

اورژانس در جشنواره سه نفر رو به خاطر گرمازدگی درمان کرد.

Working outside all day in July gave her heat exhaustion.

کار کردن تمام روز در تیرماه باعث گرمازدگیش شد.

What are the main symptoms of heat exhaustion?

علائم اصلی گرمازدگی چیه؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

suffer from heat exhaustionدچار گرمازدگی شدنsigns of heat exhaustionعلائم گرمازدگیtreat heat exhaustionدرمان گرمازدگیheat exhaustion vs heatstrokeگرمازدگی در مقابل ضربه‌ی گرماییprevent heat exhaustionپیشگیری از گرمازدگی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها