رفتن به محتوای اصلی

have a screw loose

آویزه

معانی

1
سایر

خل بودن،یک تخته کم داشتن

He jumped off the roof into the pool — he must have a screw loose.

از پشت‌بوم پرید تو استخر — حتماً یه تخته کمه.

You'd have to have a screw loose to drive in this weather.

آدم باید خل باشه که تو این هوا رانندگی کنه.

People think I have a screw loose for quitting such a good job.

مردم فکر می‌کنن یه تخته کم دارم که یه شغل خوب رو ول کردم.

Does she have a screw loose? She gave away all her savings!

مگه خله؟ تمام پس‌اندازشو بخشید!

Some people say you have to have a screw loose to go skydiving.

بعضی‌ها میگن باید یه تخته کم داشته باشی که اسکایدایوینگ بری.

My sister thinks I have a screw loose for moving to another country alone.

خواهرم فکر می‌کنه یه تخته کم دارم که تنها رفتم یه کشور دیگه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

have a screw loose (informal)خل بودن، یه تخته کم داشتنa few screws looseکمی دیوانهnot have all one's screws tightعقلش درست کار نکردنoff one's rockerدیوانه، خلnot right in the headمشکل دماغی داشتن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها