hand to mouth
آویزه
معانی
1
روز به روز، با سختی زندگی کردن، به زحمت سر کردن (بدون پسانداز)
After losing his job, he lived hand to mouth for months.
بعد از اینکه شغلش رو از دست داد، ماهها روز به روز زندگی کرد.
Many families in that area live hand to mouth.
خیلی از خانوادههای اون منطقه روز به روز زندگی میکنن.
She grew up in a hand-to-mouth existence.
تو یه زندگی روز به روز بزرگ شد.
It's stressful to live hand to mouth with no savings.
بدون هیچ پساندازی روز به روز زندگی کردن استرسزاست.
How long can a person survive living hand to mouth?
آدم چقدر میتونه با زندگی روز به روز دوام بیاره؟
They weren't poor exactly, but they did live hand to mouth.
دقیقاً فقیر نبودن، ولی واقعاً روز به روز زندگی میکردن.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
live hand to mouthروز به روز زندگی کردنhand-to-mouth existenceزندگی روز به روز / بدون امنیت مالیhand-to-mouth lifestyleسبک زندگی روز به روزsurvive hand to mouthبه سختی روز به روز دوام آوردنfrom hand to mouthاز دسترنج آنی