رفتن به محتوای اصلی

hand and foot

آویزه
آمریکایی/ˈhændəndˈfʊt/بریتانیایی/hændəndfʊt/

معانی

1
سایر

دست‌به‌سینه، مثل نوکر

She waited on him hand and foot.

دست‌به‌سینه خدمتش کرد.

I'm not going to wait on you hand and foot!

قرار نیست مثل نوکر خدمتت کنم!

They expected their new employee to serve them hand and foot.

انتظار داشتن کارمند جدیدشون دست‌به‌سینه خدمتشون کنه.

His parents waited on him hand and foot growing up.

بابا مامانش تو بچگی دست‌به‌سینه‌اش بودن.

Stop waiting on her hand and foot — let her do things herself.

دست از خدمت‌کاری‌اش بکش — بذار خودش کاراش رو بکنه.

She was waited on hand and foot during her recovery.

موقع بهبودی همه دست‌به‌سینه‌اش بودن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

wait on someone hand and footمثل نوکر خدمت کسی را کردنserve hand and footکاملاً در خدمت بودنattend to hand and footبا جان و دل مراقبت کردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها