رفتن به محتوای اصلی

gussy or gussie

آویزه
آمریکایی/ˈɡəsiɔːrˈɡəsi/بریتانیایی/ˈɡəsiɔːˈɡəsi/

معانی

1
ضمیرحرف اضافه

آراستن، خوشگل کردن (معمولاً با gussy up)

She gussied herself up for the dinner party.

برای شام مهمانی خودشو آراست.

They gussied up the old café with new lights and paint.

کافه قدیمی رو با چراغ‌ها و رنگ جدید آراستن.

He gussied up his résumé before sending it out.

قبل از فرستادن، رزومه‌اش رو آراست.

Stop trying to gussy up the story — just tell us what happened.

دست بردار از آراستن داستان — فقط بگو چی شد.

The kids gussied themselves up in their best clothes.

بچه‌ها بهترین لباس‌هاشونو پوشیدن و خودشونو آراستن.

She gussied up her presentation with extra graphics.

پرزنتیشنش رو با گرافیک‌های اضافه آراست.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

gussy upآراستن، خوشگل کردنgussy yourself upخودت رو آراستنgussy up the placeجارو کردن و آراستن جاall gussied upکاملاً آراستهgussy up a speechبهتر کردن سخنرانی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها