gunboat diplomacy
آویزه
آمریکایی/ˈɡʌnboʊtdɪˈploʊməsi/بریتانیایی/ˈɡʌnbəʊtdɪˈpləʊməsi/
معانی
1
دیپلماسی زورمدارانه،سیاست زور و تهدید نظامی
The great powers relied on gunboat diplomacy to open foreign markets.
قدرتهای بزرگ برای باز کردن بازارهای خارجی به دیپلماسی زورمدارانه متکی بودن.
Critics accused the government of gunboat diplomacy.
منتقدان به دولت اتهام دیپلماسی زورمدارانه زدن.
Gunboat diplomacy rarely produces lasting peace.
دیپلماسی زورمدارانه بهندرت صلح پایداری به وجود میاره.
The era of gunboat diplomacy is largely over.
دوران دیپلماسی زورمدارانه عمدتاً تموم شده.
They used gunboat diplomacy to force the treaty.
از دیپلماسی زورمدارانه برای تحمیل معاهده استفاده کردن.
Some argue that economic sanctions are a modern form of gunboat diplomacy.
بعضیها استدلال میکنن که تحریمهای اقتصادی شکل مدرن دیپلماسی زورمدارانهست.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
resort to gunboat diplomacyمتوسل شدن به دیپلماسی زورمدارانهera of gunboat diplomacyدوران دیپلماسی زورمدارانهpractice gunboat diplomacyاعمال دیپلماسی زورمدارانهaccused of gunboat diplomacyمتهم به دیپلماسی زورمدارانهmodern gunboat diplomacyدیپلماسی زورمدارانه مدرن