رفتن به محتوای اصلی

go to the mat

آویزه

معانی

1
سایر

وارد مبارزه‌ای سخت شدن، تا آخر ایستادن

She was willing to go to the mat for her employees' rights.

حاضر بود برای حقوق کارمنداش تا آخر بجنگه.

The union said it would go to the mat if the company refused to negotiate.

اتحادیه گفت اگه شرکت از مذاکره سر باز بزنه، می‌جنگه.

He went to the mat with the board of directors over the new policy.

برای سیاست جدید با هیئت مدیره درافتاد و کوتاه نیومد.

Are you prepared to go to the mat on this issue?

آماده‌ای برای این موضوع تا ته بجنگی؟

I'll go to the mat to defend this decision if I have to.

اگه لازم باشه، برای دفاع از این تصمیم تا آخرش می‌ایستم.

The lawyer went to the mat for her client and won the case.

وکیل برای موکلش تا آخر جنگید و دعوا رو برد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

go to the mat for someoneبرای کسی تا آخر جنگیدنgo to the mat over somethingبرای چیزی مبارزه کردنwilling to go to the matحاضر به مبارزهgo to the mat with someoneبا کسی درافتادنready to go to the matآماده‌ی رویارویی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها