رفتن به محتوای اصلی

go to one's head

آویزه

معانی

1
سایر

مغرور کردن (کسی را)، گُر گرفتن از غرور (مجازی)

Don't let the fame go to your head.

نذار شهرت مغرورت کنه.

All that praise went to his head and he became insufferable.

همه اون تعریف‌وتمجیدها غرورش رو برانگیخت و تحمل‌ناپذیر شد.

Winning one award is great, but don't let it go to your head.

بردن یه جایزه عالیه، ولی نذار غرورت بگیره.

Success went to her head — she stopped listening to anyone.

موفقیت غرورش رو برانگیخت — دیگه به کسی گوش نمی‌داد.

Did all that attention go to his head?

همه اون توجه‌ها غرورش رو برانگیخت؟

A little success can go to your head if you're not careful.

اگه مواظب نباشی، یه ذره موفقیت می‌تونه مغرورت کنه.

مفید بود؟
2
سایر

مست کردن، گیج کردن (از الکل یا هیجان)

That wine really went to my head — I should eat something.

اون شراب واقعاً گیجم کرد — باید یه چیزی بخورم.

Two glasses of champagne can go to your head if you haven't eaten.

اگه چیزی نخورده باشی دو گیلاس شامپاین می‌تونه گیجت کنه.

The excitement of the moment went to her head.

هیجان اون لحظه گیجش کرد.

Be careful — that cocktail goes straight to your head.

مواظب باش — اون کوکتل سریع مستت می‌کنه.

Even one beer can go to your head when you're tired.

حتی یه نوشابه هم وقتی خسته‌ای می‌تونه گیجت کنه.

The altitude went to our heads and we felt dizzy.

ارتفاع گیجمون کرد و سرگیجه گرفتیم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

let success go to your headاجازه دادن موفقیت غرورآفرین بشهfame goes to someone's headشهرت کسی را مغرور کردنall the praise went to his headهمه تعریف‌ها غرورش را برانگیختdon't let it go to your headنذار مغرورت کنهpower goes to one's headقدرت کسی را مغرور کردنalcohol goes to your headالکل گیجت می‌کندgo straight to your headمستقیم مستت کردنwine went to her headشراب گیجش کردthe excitement went to his headهیجان گیجش کردstrong spirits go to the head quicklyمشروبات تند زود مست‌کننده‌اند
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها