رفتن به محتوای اصلی

go the distance

آویزه

معانی

1
سایر

تا آخر دوام آوردن، تا پایان ادامه دادن

Not everyone can go the distance in a marathon.

همه نمی‌تونن تو ماراتن تا آخر دوام بیارن.

Do you think their relationship can go the distance?

فکر می‌کنی رابطه‌شون می‌تونه دوام بیاره؟

The young boxer proved he could go the distance.

بوکسور جوان ثابت کرد می‌تونه تا آخر دوام بیاره.

Starting a business is easy, but going the distance is the hard part.

شروع کسب‌وکار آسونه، ولی تا آخر دوام آوردن سخته.

She trained hard because she wanted to go the distance this time.

سخت تمرین کرد چون می‌خواست این بار تا آخر بمونه.

Not many startups go the distance — most fail in the first year.

خیلی از استارتاپ‌ها دوام نمی‌ارن — اکثرشون سال اول شکست می‌خورن.

He went the distance in twelve rounds and won on points.

دوازده راند کامل دوام آورد و با امتیاز برنده شد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

go the distanceتا آخر دوام آوردنgo the distance in a fightتا آخر راند مبارزه رفتنgo the distance in a relationshipرابطه‌ای که دوام بیارهcan you go the distance?می‌تونی تا آخر دوام بیاری؟go the distance in businessدر کسب‌وکار دوام آوردنprove you can go the distanceثابت کردن که تا آخر می‌مونی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها