رفتن به محتوای اصلی

go into liquidation

آویزه

معانی

1
سایر

منحل شدن (شرکت)،تصفیه و تعطیل شدن

The company went into liquidation after years of losses.

شرکت بعد از سال‌ها ضرر منحل شد.

When a business goes into liquidation, employees lose their jobs.

وقتی یه شرکت تصفیه میشه، کارمندا شغلشون رو از دست میدن.

The bank forced the firm to go into liquidation.

بانک شرکت رو مجبور کرد که منحل بشه.

Three major retailers went into liquidation last year.

پارسال سه تا فروشگاه بزرگ تعطیل و تصفیه شدن.

Going into liquidation was the only option left for the struggling business.

تصفیه تنها گزینه باقی‌مونده برای این کسب‌وکار ورشکسته بود.

The shareholders voted to go into voluntary liquidation.

سهامداران رأی دادن به تصفیه داوطلبانه.

Customers lost their deposits when the travel agency went into liquidation.

مشتریا پول بیعانه‌شون رو از دست دادن وقتی آژانس مسافرتی تعطیل شد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

go into voluntary / compulsory liquidationبه صورت داوطلبانه / اجباری منحل شدنforce a company into liquidationشرکتی رو مجبور به انحلال کردنgo into administration / receivershipتحت مدیریت موقت / تصفیه قرار گرفتنliquidation saleحراج تصفیهenter liquidationوارد فرآیند انحلال شدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها