رفتن به محتوای اصلی

go by the board

آویزه

معانی

1
سایر

از دست رفتن، کنار گذاشته شدن، از رسم افتادن

All our carefully laid plans went by the board when the funding collapsed.

همه برنامه‌های دقیقی که ریختیم وقتی بودجه از بین رفت کنار گذاشته شد.

Good manners seem to have gone by the board with the younger generation.

ادب و نزاکت به نظر می‌رسه با نسل جوان از رسم افتاده.

Our vacation plans went by the board when my father got sick.

برنامه تعطیلاتمون وقتی پدرم بیمار شد از بین رفت.

In the rush of modern life, some old traditions go by the board.

در شتاب زندگی مدرن، بعضی سنت‌های قدیمی از رسم می‌افتن.

The original concept went by the board after too many revisions.

مفهوم اولیه بعد از تجدیدنظرهای زیاد کنار گذاشته شد.

Have all our savings really gone by the board?

آیا همه پس‌اندازمون واقعاً از بین رفت؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

plans go by the boardبرنامه‌ها از بین رفتنtraditions go by the boardسنت‌ها از رسم افتادنgo by the board whenوقتی ... از بین رفتنlet something go by the boardگذاشتن چیزی از بین برهeverything went by the boardهمه چیز از دست رفت
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها