رفتن به محتوای اصلی

give up the ghost

آویزه

معانی

1
سایر

مردن، جان سپردن، از دنیا رفتن

The old man gave up the ghost peacefully in his sleep.

پیرمرد آروم توی خواب از دنیا رفت.

The soldier gave up the ghost after fighting bravely for hours.

سرباز بعد از ساعت‌ها جنگیدن شجاعانه جان سپرد.

She gave up the ghost surrounded by her family.

در حالی که خانواده‌اش دورش بودند از دنیا رفت.

The patient gave up the ghost despite all the doctors' efforts.

بیمار علی‌رغم تمام تلاش دکترها از دنیا رفت.

مفید بود؟
2
سایرغیررسمی

خراب شدن، از کار افتادن (وسایل و ماشین‌آلات)

My laptop finally gave up the ghost after seven years.

لپ‌تاپم بالاخره بعد از هفت سال از کار افتاد.

The old car gave up the ghost on the highway.

ماشین قدیمی توی بزرگراه خراب شد.

Our washing machine gave up the ghost right in the middle of a cycle.

ماشین لباسشوییمون درست وسط یه سیکل از کار افتاد.

The heating system gave up the ghost on the coldest night of the year.

سیستم گرمایش در سردترین شب سال از کار افتاد.

مفید بود؟
3
سایر

تسلیم شدن، بی‌خیال شدن، قید چیزی را زدن

After hours of trying, he gave up the ghost and called a professional.

بعد از ساعت‌ها تلاش، بی‌خیال شد و با یه متخصص تماس گرفت.

Don't give up the ghost now — you're so close to finishing!

الان بی‌خیال نشو — خیلی به تموم شدن نزدیکی!

Many people give up the ghost too soon instead of pushing through.

خیلی‌ها به‌جای اینکه ادامه بدن، خیلی زود قید همه چیز رو می‌زنن.

She refused to give up the ghost even when the odds were against her.

حتی وقتی که همه چیز برضدش بود، تسلیم نشد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

give up the ghost after a long illnessبعد از یه بیماری طولانی از دنیا رفتنgive up the ghost peacefullyآروم از دنیا رفتنgive up the ghost in one's sleepدر خواب از دنیا رفتنgive up the ghost surrounded by familyدر کنار خانواده جان سپردنgive up the ghost after years of sufferingبعد از سال‌ها رنج از دنیا رفتنthe printer gave up the ghostچاپگر از کار افتادthe car finally gave up the ghostماشین بالاخره خراب شدthe laptop gave up the ghostلپ‌تاپ از کار افتادthe old machine gave up the ghostدستگاه قدیمی از کار افتادthe engine gave up the ghostموتور از کار افتادgive up the ghost too soonخیلی زود تسلیم شدنrefuse to give up the ghostاز تسلیم شدن سر باز زدنgive up the ghost and walk awayبی‌خیال شدن و رفتنnever give up the ghostهرگز تسلیم نشدنgive up the ghost after repeated failuresبعد از شکست‌های پی‌درپی قید چیزی را زدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها