رفتن به محتوای اصلی

give the lie to

آویزه

معانی

1
سایر

دروغ بودن چیزی را ثابت کردن، رد کردن (ادعایی را)

The new evidence gives the lie to his alibi.

مدرک جدید دروغ بودن آلیبای اون رو ثابت می‌کنه.

Her success gives the lie to the claim that hard work doesn't pay off.

موفقیتش این ادعا رو که تلاش فایده نداره رد می‌کنه.

These statistics give the lie to the government's rosy picture of the economy.

این آمارها تصویر گل‌وبلبل دولت از اقتصاد رو رد می‌کنه.

His actions gave the lie to everything he said about caring for others.

رفتارش دروغ بودن تمام حرف‌هایی که درباره اهمیت دادن به دیگران زده بود رو ثابت کرد.

The test results gave the lie to the manufacturer's safety claims.

نتایج آزمایش ادعاهای ایمنی سازنده رو باطل کرد.

His red face gave the lie to his claim that he wasn't embarrassed.

صورت سرخش دروغ بودن ادعایش که خجالت نمی‌کشه رو فاش کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

give the lie to a claimادعایی را رد کردنgive the lie to someone's storyدروغ بودن ماجرای کسی را ثابت کردنgive the lie to statisticsآمار را باطل کردنgive the lie to official statementsبیانیه‌های رسمی را رد کردنgive the lie to a theoryتئوری‌ای را رد کردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها