give the lie to
معانی
دروغ بودن چیزی را ثابت کردن، رد کردن (ادعایی را)
The new evidence gives the lie to his alibi.
مدرک جدید دروغ بودن آلیبای اون رو ثابت میکنه.
Her success gives the lie to the claim that hard work doesn't pay off.
موفقیتش این ادعا رو که تلاش فایده نداره رد میکنه.
These statistics give the lie to the government's rosy picture of the economy.
این آمارها تصویر گلوبلبل دولت از اقتصاد رو رد میکنه.
His actions gave the lie to everything he said about caring for others.
رفتارش دروغ بودن تمام حرفهایی که درباره اهمیت دادن به دیگران زده بود رو ثابت کرد.
The test results gave the lie to the manufacturer's safety claims.
نتایج آزمایش ادعاهای ایمنی سازنده رو باطل کرد.
His red face gave the lie to his claim that he wasn't embarrassed.
صورت سرخش دروغ بودن ادعایش که خجالت نمیکشه رو فاش کرد.