رفتن به محتوای اصلی

from pillar to post

آویزه

معانی

1
سایر

از این سو به آن سو، سرگردان (بین مشکلات)، دست‌به‌دامان این و آن

I've been sent from pillar to post trying to get this form signed.

برای امضای این فرم از این اداره به اون اداره فرستادنم.

The refugee family was pushed from pillar to post for months.

خانواده پناهنده ماه‌ها از این ور به اون ور فرستاده شدن.

Stop sending me from pillar to post — who's actually in charge here?

بسه دیگه از این اتاق به اون اتاقم نفرستید — اصلاً مسئول کیه اینجا؟

She was shunted from pillar to post between government departments.

بین ادارات دولتی از این ور به اون ور پرتش کردن.

After the divorce, the kids were moved from pillar to post between relatives.

بعد از طلاق، بچه‌ها بین اقوام از این خونه به اون خونه فرستاده شدن.

It's exhausting being sent from pillar to post just to sort out a simple problem.

این‌که برای یه مشکل ساده از این جا به اون جا بفرستنت، خسته‌کننده‌ست.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

send from pillar to postاز این ور به اون ور فرستادنpushed from pillar to postسرگردان بین مشکلاتshunted from pillar to postپرتاب شدن از جایی به جاییmoved from pillar to postاز اینجا به آنجا کوچ داده شدنrun from pillar to postدوندگی بین جاهای مختلف
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها