forgive and forget
آویزه
معانی
1
سایر
بخشیدن و فراموش کردن، آشتی کردن
After the argument, they decided to forgive and forget.
بعد از دعوا تصمیم گرفتن ببخشن و فراموش کنن.
It's not always easy to forgive and forget.
همیشه راحت نیست که ببخشی و فراموش کنی.
He told her to forgive and forget and move on with her life.
بهش گفت ببخشه و فراموش کنه و به زندگیش ادامه بده.
Can you really forgive and forget after something like that?
آیا واقعاً میتونی بعد از همچین چیزی ببخشی و فراموش کنی؟
Some people find it impossible to forgive and forget.
بعضیها بخشیدن و فراموش کردن رو غیرممکن میدونن.
She tried to forgive and forget, but the hurt stayed with her.
سعی کرد ببخشه و فراموش کنه، ولی دردش موند.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
learn to forgive and forgetیاد گرفتن که ببخشی و فراموش کنیtry to forgive and forgetسعی کردن برای بخشیدن و فراموش کردنit's hard to forgive and forgetبخشیدن و فراموش کردن سختهforgive and forget policyسیاست بخشش و فراموشیunable to forgive and forgetناتوان از بخشیدن و فراموش کردن