رفتن به محتوای اصلی

for the time being

C1آویزه

معانی

1
C1سایر

فعلاً،موقتاًعربی،در حال حاضر

For the time being, let's keep this between us.

فعلاً بذار این بین خودمون بمونه.

She's staying with her parents for the time being.

موقتاً پیش خانواده‌اش داره میمونه.

For the time being, the project is on hold.

فعلاً پروژه متوقفه.

Can you help me with this for the time being?

می‌تونی فعلاً کمکم کنی؟

This solution should work for the time being.

این راه‌حل فعلاً باید جواب بده.

We'll use this room for the time being until the repairs are done.

تا تموم شدن تعمیرات فعلاً از این اتاق استفاده می‌کنیم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

for the time being, ...فعلاً، موقتاً ...stay/remain for the time beingفعلاً موندنthis will do for the time beingاین فعلاً کافیهjust for the time beingفقط برای الانfor the time being at leastحداقل فعلاً
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها