رفتن به محتوای اصلی

for the most part

C1آویزه

معانی

1
C1سایر

بیشتر،عمدتاًعربی،اغلب

For the most part, the trip went smoothly.

بیشتر اوقات سفر بدون مشکل پیش رفت.

The students were, for the most part, well-behaved.

دانش‌آموزا عمدتاً رفتار خوبی داشتن.

The weather was, for the most part, sunny.

هوا بیشتر آفتابی بود.

For the most part, I agree with what you said.

عمدتاً با حرفت موافقم.

The film was, for the most part, enjoyable.

فیلم بیشترش جالب بود.

For the most part, people were kind and helpful.

بیشترشون مهربون و کمک‌کار بودن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

for the most part, ...عمدتاً، بیشتر ...true for the most partبیشتراً درستwork for the most partبیشتر وقت‌ها کار کردنfor the most part successfulعمدتاً موفقignored for the most partبیشتراً نادیده گرفته‌شده
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها