رفتن به محتوای اصلی

for the love of

آویزه

معانی

1
سایر

به‌خاطر،به‌واسطه،به‌عشق

For the love of music, she practiced piano every single day.

به‌عشق موسیقی، هر روز پیانو تمرین می‌کرد.

For the love of his family, he worked two jobs.

به‌خاطر خانواده‌اش دو تا کار می‌کرد.

She moved to another country for the love of adventure.

به‌عشق ماجراجویی رفت یه کشور دیگه زندگی کنه.

For the love of all that is good, please be quiet!

به‌خاطر خدا، لطفاً ساکت باش!

He volunteers at the shelter for the love of animals.

به‌عشق حیوانات توی پناهگاه داوطلبانه کار می‌کنه.

They kept going for the love of the game, not for money.

به‌خاطر عشق به بازی ادامه دادن، نه برای پول.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

for the love of Godبه‌خاطر خدا (برای تاکید یا اعتراض)for the love of moneyبه‌خاطر پولfor the love of the gameبه‌عشق بازیfor the love of itاز سر عشق، به‌خاطر خودشfor the love of all thingsبه‌خاطر همه چیز (تاکید)
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها