for a wonder
آویزه
معانی
1
سایر
شگفتانگیزانه،برای تعجب،به طرز باورنکردنی
For a wonder, the bus arrived on time.
شگفتانگیز بود، اتوبوس سر وقت اومد.
For a wonder, he actually admitted he was wrong.
به طرز باورنکردنی، واقعاً قبول کرد که اشتباه کرده.
For a wonder, the weather stayed nice all week.
شگفتانگیزانه، آب و هوا تمام هفته خوب موند.
For a wonder, all the children were quiet during the ceremony.
به تعجب همه، بچهها تمام مراسم ساکت بودن.
For a wonder, the meeting ended early.
برای یه بار هم که شده، جلسه زود تموم شد.
For a wonder, she managed to keep a secret.
شگفتا که موفق شد یه راز رو نگه داره.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
for onceبرای یه بار هم که شدهsurprisingly enoughبه اندازه کافی تعجبآورwonder of wondersشگفتی شگفتیهاno wonderجای تعجب نیستsmall wonderتعجبی نیست