food poisoning
آویزه
آمریکایی/ˈfuːdˈpɔɪzn̩ɪŋ/بریتانیایی/fuːdˈpɔɪzn̩ɪŋ/
معانی
1
سایراسمغیرقابل شمارش
مسمومیت غذایی
I got food poisoning from that seafood restaurant.
از اون رستوران غذای دریایی مسمومیت غذایی گرفتم.
He was in bed for two days with food poisoning.
دو روز تمام با مسمومیت غذایی افتاده بود تو تخت.
Don't eat chicken that isn't fully cooked — you'll get food poisoning.
مرغ نیمپز نخور — مسمومیت غذایی میگیری.
Several guests at the wedding got food poisoning.
چند نفر از مهمونهای عروسی مسمومیت غذایی گرفتن.
Is this stomach ache food poisoning, or just indigestion?
این دردِ شکم مسمومیت غذایه یا فقط سوءهاضمهست؟
Food poisoning can be serious if left untreated.
مسمومیت غذایی اگه درمان نشه میتونه خطرناک بشه.
Always wash your hands to prevent food poisoning.
همیشه دستاتو بشور تا از مسمومیت غذایی جلوگیری کنی.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
get food poisoningمسمومیت غذایی گرفتنsevere food poisoningمسمومیت غذایی شدیدfood poisoning symptomsعلائم مسمومیت غذاییprevent food poisoningپیشگیری از مسمومیت غذاییoutbreak of food poisoningشیوع مسمومیت غذایی