رفتن به محتوای اصلی

flash in the pan

آویزه

معانی

1
سایر

آدم یا چیزی که زود می‌درخشد و زود خاموش میشه، موفقیت زودگذر

His first album was a huge hit, but it turned out to be just a flash in the pan.

اولین آلبومش خیلی پرفروش بود، ولی معلوم شد فقط یه موفقیت زودگذر بود.

Don't get too excited — this might just be a flash in the pan.

زیاد ذوق‌زده نشو — شاید این فقط یه چیز موقتی باشه.

Was her success a flash in the pan, or is she here to stay?

موفقیتش زودگذر بود یا واقعاً ماندگاره؟

The new band had one popular song but proved to be a flash in the pan.

اون گروه موسیقی جدید یه آهنگ پرطرفدار داشت ولی بیشتر دوام نیاورد.

Critics called the film a flash in the pan after the director's next project flopped.

بعد از اینکه پروژه بعدی کارگردان شکست خورد، منتقدها گفتن اون فیلم هم یه چیز موقتی بیشتر نبود.

I hope this isn't a flash in the pan — the company really needs consistent growth.

امیدوارم این فقط یه موج موقتی نباشه — شرکت به رشد پایدار نیاز داره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

just a flash in the panفقط یه موفقیت/شهرت زودگذرprove to be a flash in the panثابت کردن که زودگذر بودهa one-hit wonderهنرمندی با فقط یه موفقیتshort-lived successموفقیت کوتاه‌مدتa nine-day wonderچیزی که سر و صدا میکنه ولی زود فراموش میشه
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها