family doctor
آویزه
آمریکایی/ˈfæməliˈdɑːktər/بریتانیایی/ˈfæməliˈdɒktə/
معانی
1
صفت
پزشک خانواده،دکتر خانوادگی
Our family doctor has known us for years.
پزشک خانوادهمون سالهاست ما رو میشناسه.
You should see your family doctor first.
اول باید بری پیش دکتر خانوادگیت.
Is your family doctor accepting new patients?
دکتر خانوادگیت بیمار جدید میپذیره؟
My family doctor referred me to a specialist.
پزشک خانوادهمون منو به یه متخصص معرفی کرد.
We need to find a new family doctor.
باید یه پزشک خانواده جدید پیدا کنیم.
Call the family doctor — the baby has a fever.
به دکتر خانوادگی زنگ بزن — بچه تب داره.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
see the family doctorرفتن پیش پزشک خانوادهfamily doctor's officeمطب پزشک خانوادهconsult a family doctorمشورت با پزشک خانوادهfamily doctor referralمعرفینامه پزشک خانوادهfamily doctor appointmentنوبت پزشک خانواده